محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

379

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و تدبيرش تدهين بدن است و به تدريج ماليدن و به آب گرم ، خاصه كه زردچوبه در آن جوشانيده باشند غسل دادن . پنجم آن كه به سبب سوء مزاج دماغ و فساد روح نفسانى باشد و اين مقدمهء صرع بود و در اوائل ماه بيشتر افتد . علاجش آن كه جندبيدستر بويانند و اگر قدرى بخورانند هم نيكو بود . و ديگر تدابير همان است كه در ريح الصبيان گفته شد حسب حاجت اختيار نمايند . اكنون تدابير و ادويهء منوِّمه و مسكِّنه كه جامع النفع باشد ذكر كنم : بايد دانست كه در ارجوجه طفل را جنبانيدن جليل الاثر است . و اشتغال به لعب و مانند آن به غايت مفيد . و آنجا كه طبع قبض بود شياف ملائم نرم كردن نافع . و بسيار باشد كه هيبت و ترسانيدن در ذى تميّز فائده تمام دارد ، اما ترسانيدن به نوعى شديد و سخت نباشد كه موجب آفت ديگر شود . و اگر اين چيزها كفايت نكنند تخم خشخاش و تخم كاهو و شاهدانه بريان كنند و در كيسه دارند و پيوسته طفل را ببويانند و نزد بالين او نهاده دارند . و روغن خشخاش با روغن كاهو ميان صدغين و بر تارك سر و بر مهره‌هاى پشت بمالند . و اگر قوىتر خواهند قدرى پوست خشخاش در آب تر كرده نقوع آن گرفته با قدرى نبات دايه را بدهند و اگر طفل را هم خورانند مجوز است . و به دستور شيرهء تخم خشخاش در طعام خورانيدن خواب مىآرد . و اگر از اين تدابير مقصود بر نيايد اين دوا بدهند كه قوى العمل است در تنويم و تسكين اطفال . صفت آن : حب السمينه ، جوز جندم ، خشخاش سپيد ، خشخاش اسود ، بزر كتان ، بزر الفرفخ و بزر لسان الحمل ، بزر الخس ، انيسون ، بزر الرازيانج ، كمون ، بزر قطونا ، جمله برابر بگيرند و هر واحد را جدا جدا اندكى بريان كنند و سواى بزر قطونا همه را نرم بكوبند و به هم آميزند و هم چند جمله شكر اندازند و طفل را بخورانند ، شربتش تا دو درم است . و اگر خواهند كه اين دوا در غايت قوت تنويم باشد ، بايد كه افيون مقدار ثلث جزء يك دوا يا از آن هم كمتر بيفزايند در اين ادويه . و بدانند كه دواى مذكور به غايت مؤثّر است و بزرگان را هم سودمند و خواب مىآرد ، اما از آنجا كه سبب بىخوابى فساد روح نفسانى باشد و منذر به ريح الصبيان است نشايد داد . الفزع في النوم ، يعنى ترسيدن در خواب بايد دانست گاه باشد كه طفل در خواب خوابهاى هولناك بيند و بدان سبب ترسيده بيدار شود و اين چند قسم است : يكى آن كه در بيدارى از چيزى ترسيده باشد و آن صورت در خيال قرار گرفته ، پس هر گاه به خواب رود و عقل مستور شود ، بر آن صورت خيالى جلوه كند و موجب فزع گردد . علاجش آن است كه به هر حيله كه مناسب باشد خوف از وى دور نمايند و بر آن شىء مخوف طفل را دلير سازند و مستأنس گردانند و به لعب و حيله آن خيال را از وى فراموش نمايند . و در ابتداى حال ارز پاكيزه بگيرند و به آب بشويند و آن آب را بدهند ، نفع دهد و خاكستر استخوان سرطان مع نبات خورانيدن مفيد است و خرفه بريان با نبات به دستور و تخم كشنيز خشك بريان با نبات